حسن حسن زاده آملى

46

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

فص 9 [ در تنزيه حقيقت وجود از داشتن اجزا است ، يعنى در اثبات أحديت حق تعالى است ] وجوب الوجود لاينقسم بأجزاء القوام ، مقداريا كان أو معنويا ، والالكان كل جزء من أجزائه اما واجب الوجود ، فكثر واجب الوجود ، و اما غير واجب الوجود و هو ( و هى خ ل ) أقدم بالذات من الجملة ، فتكون الجملة أبعد فى الوجود ( ابعد من الوجود خ ل ) . ترجمه : وجوب وجود ( يعنى حقيقت و ذات وجود كه وجوب ذاتى اوست ) به اجزاء قوامى چه آن اجزاء قوامى مقدارى باشند و چه معنوى منقسم نميشود ، و گرنه هر جزئى از اجزاء وى يا واجب الوجود است پس لازم آيد تكثر واجب الوجود ، و يا غير واجب الوجود است پس هر يك از اجزاء بذات خود پيش تر از جمله است ( يعنى پيش تر از كل كه بنابراين فرض واجب الوجود است ، مى باشد ) پس جمله در وجود پس تر از جزء مى باشد . بيان : وجوب وجود به همان وجهى است كه در پيش گفته ايم . و اين فص در اثبات أحديت حق تعالى به طريق تنزيه حقيقت وجود از داشتن اجزاء است . در فصوص قبل ثابت شد كه واجب را تركيب و جزء ذهنى نمى باشد و در اين فص اثبات مىكند كه تركيب و جزء خارجى ندارد . و بعبارت ديگر آنچه در فصوص گذشته بود مبنى بر جزئى و كلى بود ، و برهان اين فص مبنى بر جزء و كل است . تحرير فص اين كه مقدار از لوازم جسم طبيعى است كه آن را جسم تعليمى گويند و آن بعد جسم طبيعى است كه حشوما بين السطوح است .